ماه انورم عباس مهر خاورم عباس 
یار و یاورم عباس اى برادرم عباس 
اى معین و یاور من اى امیر لشکر من 
نازنین برادر من اى برادرم عباس 
حیف از این قد و قامت خوش بر آمده کامت 
چون برم دیگر نامت اى برادرم عباس 
کو دو دست و بازویت چیست زخم پهلویت 
حیف از این مه رویت اى برادرم عباس 
تشنه اند طفلانم کودکان ویلانم 
از غم تو نالانم اى برادرم عباس 
داغت اى جوان پیرم کرده وز جهان سیرم 
از غمت زمین گیرم اى برادرم عباس 
مانده ام ببین تنها در میان این اعدا 
اى غضنفر هیجا اى برادرم عباس 
دیه از چه نگشایى گفتگوى ننمایى 
خیمگه چرا نایى اى برادرم عباس 
سینه ام ز داغت خست پشتم از غمت بشکست 
چاره ام برفت از دست اى برادرم عباس 
جان من صفاى تو کو نور دیده اى تو کو 
غیرت وفاى تو کو اى برادرم عباس

شاعر:وفائی شوشتری

برداشتتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *