موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت صبح
در دل شب، این شب متروک و سرد این شبِ لبریزِ غزل‌های درد
این شب آشفته نامهربان این شب دل مرده‌ی بی‌ناگهان
با دلی آزرده و پایی به گِل حسرت شمشیر شهادت به دل
همدم اندوه و سکوت و غمم چشمِ پر از حسرت صد ماتمم
آنکه توانست و به تو دل نداد دل به چراغِ شب ِ محفل نداد
قصه‌ی مجنون و بیابان نکرد رو به ره مشهدِ « چمران » نکرد
همدم « همّت » نشد و بازگشت با غم و اندوه تو دمساز گشت …
بانگ خوش قافله یادش بخیر شوق شب نافله یادش بخیر
فرصت همکوچه‌ی مستی شدن مست ز آوای الستی شدن
سیر شدن از شبح خواب‌ها خسته شدن از شبِ مرداب‌ها
زخمی « دریاچه‌ی ماهی » شدن دشمن تزویر و سیاهی شدن
بال زدن با « صفر خوشروان » تا به کرانه‌های خوش آسمان
مست شدن در شبِ دریای راز قصه‌ی « شیرودی » و « بازی دراز »
همنفسِ ساده‌ی مولا شدن در سحر عشق تو پیدا شدن
باز به یاد شب والفجر هشت سرخ‌ترین خاطره‌ها سبز گشت
حنجره‌ای سرخ غزل می‌سرود از دلِ خونین من و « کرخه‌رود »
« بانه و سردشت و مریوانِ » ما لاله رخ از خون شهیدان ما
در دلِ سرخِ شب غوغای حرب سبزترین خاطره « گیلان غرب »
از که بجویم ره آیین تو ؟ « قصر » دلارامی « شیرین » تو؟
*********************
آیا ما عاشق تو نیستیم یا شاید لایق تو نیستیم
دشت پر از ناز نجیب تو بود باغ پر از سرخی سیب تو بود
گرچه زتو دور شده منزلم بویِ تو می‌آید از آهِ دلم
بی تو شبی رو به فراموشی‌ام قصه‌ی ناخوانده‌ی خاموشی‌ام
اشک به خون دلم آمیخته‌ست بال کبوتر زغمت ریخته‌ست
باز مرا تا به هوایت ببر تا به صف چلچله‌هایت ببر
دل، دلِ من در ره عشقت بکوش باز همان رخت بسیجی بپوش
اهل همین ده که شدی ساده باش تیغ علی (ع) « استن حنانه » باش
بر شب تزویر ابوذرترین سبز بمان کوه سرافراز دین
نام تو با عشق پرآوازه باد « بوی خوش روشنی‌ات » تازه باد.

شاعر:جلیل آهنگرنژاد
منبع: کتاب حماسه های همیشه جلد۱

برداشت :
در دل شب، این شب متروک و سرد
این شبِ لبریزِ غزل‌های درد
شاعر:جلیل آهنگرنژاد

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.

شهر خورشید

گفتند « این خاک دیگر، سرو و وضو بر ندارد خورشید اینجا غریب است، اینجا دلاور ندارد » گفتند« خوبست، خوبست، در گوشه‌ای دفن سازیم

مطالعه فیش منبر

شمیم دریا

دنبال رد پای تو می‌گردم، اینجا در سکوت ملال‌انگیز در سایه‌های سرد فراموشی، در دفتر ورق ورق پاییز در کوچه ای که نام تو بر

مطالعه فیش منبر

شمع حق

خوشا با عاشقان همخانه بودن به گرد شمع جان پروانه بودن به زیر تیغ حق گردن نهادن شهید عشق آن جانانه بودن شاعر:حجت الله ضیایی

مطالعه فیش منبر

شلمچه

در پگاه باران گذشتی. از خاکریزی شعله ور. با نگاه خیس به جستجوی آسمان. بر دامان شلمچه آسمان دو تکه شد نیمی ستاره نیمی آینه

مطالعه فیش منبر

شکوه فتح

ای شکوه رفته امشب بازگرد این نسیم مرده را درهم نورد از نسیم شادی باران بگو از شکست حصر آبادان بگو از شکستن از گسستن

مطالعه فیش منبر