موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت صبح
این سبکبالان که تا عرش جنون پر کشیدند
آفتاب وصل را چون صبح، در بر می‌کشند

از دم تیغ شهادت باده جوی وصلتند

ذیل اگر گردد بلا لاجرعه‌نوش سر می‌کشند

هر مقام عشق را موقوف زخمی ساختند

بی‌سران در هفت شهر عاشقی سر می‌کشند

آفتاب دیگرند اینان که روز خصم را

تیره می‌سازند چون از کوه سربر می‌کشند

عرش با فریادهاشان همنوایی می‌کند

تا که از دل نعره الله‌اکبر می‌کشند

آذرخش خشم اینان آتش قهر خداست

بیشه‌زار بت‌پرستی را به آذر می‌کشند

فصل دیگر می‌گشایند از کتاب کربلا

عشق را با جوهر خون نقش دیگر می کشند

شاعر:ساعدباقری
منبع: کتاب حماسه های همیشه جلد۱

برداشت :
این سبکبالان که تا عرش جنون پر کشیدند

آفتاب وصل را چون صبح، در بر می‌کشند
شاعر:ساعدباقری

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.

شمیم دریا

دنبال رد پای تو می‌گردم، اینجا در سکوت ملال‌انگیز در سایه‌های سرد فراموشی، در دفتر ورق ورق پاییز در کوچه ای که نام تو بر

مطالعه فیش منبر

شمع حق

خوشا با عاشقان همخانه بودن به گرد شمع جان پروانه بودن به زیر تیغ حق گردن نهادن شهید عشق آن جانانه بودن شاعر:حجت الله ضیایی

مطالعه فیش منبر

شلمچه

در پگاه باران گذشتی. از خاکریزی شعله ور. با نگاه خیس به جستجوی آسمان. بر دامان شلمچه آسمان دو تکه شد نیمی ستاره نیمی آینه

مطالعه فیش منبر

شکوه فتح

ای شکوه رفته امشب بازگرد این نسیم مرده را درهم نورد از نسیم شادی باران بگو از شکست حصر آبادان بگو از شکستن از گسستن

مطالعه فیش منبر

شعله شهاب

ای نامتان بلندی بالای آفتاب پیغامتان به روشنی شعله شهاب بنیادتان به سبزی گلواژه بهار فریادتان به سرخی سیمان انقلاب ای کشتگان شورش نیرنگ و

مطالعه فیش منبر