موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت صبح
یک عمر نقش خیالی، از این و آن کشیدم
بر صورتک‌های سنگی، تصویر انسان کشیدم
روزی که از آتش و خون، پروانه‌ها پر کشیدند
پرواز از یادمان رفت، از عشق دامان کشیدیم
ما راهمان را جدا آن سمت خیابان کشیدیم
کوچید ایل پرستو، ما پای در بند بودیم
ماندیم در عصر سرما، جور زمستان کشیدیم
بر چشم‌هایی که خشکید در خشک‌سال حقیقت
با آب رنگی مجازی تصویر باران کشیدیم
رفتند تا زندگی را در کوچه فریاد کردند
این بود ما بار خود را تا خط پایان کشیدیم
حالا چه خندان و سرمست از آن زمستان گذشتیم

شاعر:منصور علی اصغری
منبع: ماهنامه سبزسرخ

برداشت :
یک عمر نقش خیالی، از این و آن کشیدم

بر صورتک‌های سنگی، تصویر انسان کشیدم
شاعر:منصور علی اصغری

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.

شمیم دریا

دنبال رد پای تو می‌گردم، اینجا در سکوت ملال‌انگیز در سایه‌های سرد فراموشی، در دفتر ورق ورق پاییز در کوچه ای که نام تو بر

مطالعه فیش منبر

شمع حق

خوشا با عاشقان همخانه بودن به گرد شمع جان پروانه بودن به زیر تیغ حق گردن نهادن شهید عشق آن جانانه بودن شاعر:حجت الله ضیایی

مطالعه فیش منبر

شلمچه

در پگاه باران گذشتی. از خاکریزی شعله ور. با نگاه خیس به جستجوی آسمان. بر دامان شلمچه آسمان دو تکه شد نیمی ستاره نیمی آینه

مطالعه فیش منبر

شکوه فتح

ای شکوه رفته امشب بازگرد این نسیم مرده را درهم نورد از نسیم شادی باران بگو از شکست حصر آبادان بگو از شکستن از گسستن

مطالعه فیش منبر

شعله شهاب

ای نامتان بلندی بالای آفتاب پیغامتان به روشنی شعله شهاب بنیادتان به سبزی گلواژه بهار فریادتان به سرخی سیمان انقلاب ای کشتگان شورش نیرنگ و

مطالعه فیش منبر