موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت صبح
چند روز پس از آزادسازی خرمشهر و عملیات بیت‌المقدس رژیم عراق برای این‌که خود را هم‌چنان قوی جلوه دهد طی تبلیغاتی گفت: «این یک عقب‌نشینی تاکتیکی است.» حکومت عراق برای این‌که دلاوری‌های رزمندگان ایران را کم‌رنگ جلوه دهد، نمایش اجرا کرد و مدال شجاعت به فرماندهان خود داد.
یکی از این فرمانده‌ها که مدال هم گرفته بود به نام سرگرد ستار کامل جابر سال‌ها بعد ماجرای آن روز را تعریف کرد: «صدام در حالی‌که چشمانش از شدت خشم قرمز شده بود و دندان روی دندان می‌سایید صحبت می‌کرد، فرماندهانی که روی ردیف اول صندلی نشسته بودند حتی نفسشان هم از شدت ترس به شماره افتاده بود، با صدای بلند فریاد می‌زد که من از شما راضی نیستم…. این مدال‌ها برای تسکین افکار عمومی است، فکر می‌کنید شما لیاقت این مدال‌ها را دارید؟ نه ندارید!! …
در این هنگام صدام که از شدت خشم رنگ صورتش رو به کبودی می‌رفت، لیوانی را که روی میزش بود آن‌چنان روی میز کوبید که تکه‌های لیوان وسط سالن پخش شد و با صدای ناامیدانه‌ای گفت: «خرمشهر از دستمان رفت، چگونه آن را دوباره به دست بیاوریم؟»
سرتیپ ستاد «ساجت الدیلمی» برای تسکین او با صدای لرزانی گفت: «ببخشید قربان… »صدام دوباره عصبانی شد و نگاه تندی به ساجت کرد، و در پاسخش گفت: «ای ترسو…. ای بی‌لیاقت…. همه‌ی شما ترسو هستید، همه‌ی شما را باید اعدام کنم، چرا در مقابل ایرانی‌ها از سلاح‌های شیمیایی استفاده نکردید؟!»
یکی از افسران در پاسخش جواب داد: «قربان سربازان ایرانی خیلی به ما نزدیک بودند و ممکن بود که سربازان ما هم آسیب ببینند.» صدام دوباره عصبانی شد و فریاد زد: «ای احمق، ای حقیر…. سربازان تو مهم نبودند، مهم این بود که خرمشهر مال ما می‌شد.»‌
وقتی سرتیپ بنیل شروع به صحبت کرد صدام کفش خود را در آورد و به طرفش پرتاپ کرد. محافظانش کفش را برایش آوردند. در آخر هم صدام از شدت نفرتی که نسبت به افرادش داشت،‌ فریاد زد: «شما مرد نیستید…! در مقابل من چند زن نشسته‌اند! غیرت و شجاعت زن‌های عراقی از شما بیشتر است…، ای کاش ذره‌ای از خون زنان عراقی در رگ‌های شما بود.»

منبع:ماهنامه سبزسرخ   –  صفحه:۴ 

برداشت :
چند روز پس از آزادسازی خرمشهر و عملیات بیت‌المقدس رژیم عراق برای این‌که خود را هم‌چنان…

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.

باغ بهشت

به دیوار و در این بیت توحید بود این بارگاه خلد آذین  مزار حضرت معصومه اینجاست چو اینجا شد چراغ عشق روشن  بُوَد این درگه از ابواب

مطالعه فیش منبر