موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت صبح
هرچه می‌گفتی چیز دیگر جواب می‌داد. غیر ممکن بود مثل همه صریح و ساده و همه‌فهم حرف بزند. دلش می‌خواست در کنار جواب سؤال، نکته‌گویی و هنرنمایی هم کرده باشد. بعضی هم البته خورده می‌گرفتند و می‌گفتند: «یک پله بیا پایین بهتر ببینمت.» یا «لیسانس به بالا حرف می‌زنی» و مثل این حرف‌ها.

بعد از عملیات بود، سراغ یکی از دوستان را از او گرفتم چون خیلی احتمال می‌دادم که مجروح شده باشد، گفتم: «فلانی کجاست؟» گفت بردنش «هوالشافی.» شستم به اصطلاح خبردار شد که چیزیش شده و بردنش بیمارستان. بعد پرسیدم: «حال و روزش چطوره؟» گفت: «هوالباقی.» بله می‌خواست بگوید که شهید خواهد شد و مانده بودم بخندم یا گریه کنم.

منظورش این بود که: «کل من علیها فان، همه رفتنی هستند و فانی شدنی و او هم یکی از آن هاست. آن که مانده و خواهد ماند خداست.»
منبع:کتاب فرهنگ جبهه (شوخی طبعی ها) –  صفحه: ۱۲۵

برداشت :
هرچه می‌گفتی چیز دیگر جواب می‌داد. غیر ممکن بود مثل همه صریح و ساده و همه‌فهم حرف بزند….

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.