موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت صبح
چیزی به غروب آفتاب نمانده بود، جا به اندازه‌ی کافی برای نماز خواندن نبود، مجبور بودیم یکی‌یکی نماز بخوانیم،‌ بدون اذان و اقامه و سایر موارد.

بعضی از برادران، دیگر زیادی عجله می‌کردند، هنوز تکبیره‌الاحرام را نگفته، می‌دیدی در رکوع است و تا به خودت بیایی، دست‌هایش را روی زانوهایش تکان می‌داد. کنایه از این‌که سلام می‌دهد. از برادری که نمی‌شناختم، با تعجب پرسیدم: «تمام شد؟» هر دو تایش را خواندی؟ ظهر و عصر؟! گفت: بله. گفتم: چه‌طور ممکنه؟ گفت: آخر من همه‌اش را حفظ هستم، فقط قنوت را از روی (کف دست) خواندم!
منبع:کتاب فرهنگ جبهه (شوخی طبعی ها) –  صفحه: ۱۲۰

برداشت :
چیزی به غروب آفتاب نمانده بود، جا به اندازه‌ی کافی برای نماز خواندن نبود، مجبور بودیم…

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.

حسابرسی سریع خداوند به اعمال بندگان

یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ

مطالعه فیش منبر