موضوع :
مخاطب :
مناسبت :
نوع مطلب :
منبع : اینترنت
منبع کامل: خزائن / منبع : سایت اندیشه قم
نمایه :, ,
سعدی گوید: در مسجد جامع دمشق با دانشمندان مشغول مناظره و بحث بودم ، ناگاه جوانی به مسجد آمد و گفت : در میان شما چه کسی فارسی می داند؟ همه حاضران اشاره به من کردند، به آن جوان گفتم : خیر است ، گفت : پیرمردی ۱۵۰ ساله در حال جان کندن است ، و به زبان فارسی صحبت می کند، ولی ما که فارسی نمی دانیم ، نمی فهمیم چه می گوید، اگر لطفی کنی و قدم رنجه بفرمائی ، به بالینش بیائی ثواب کرده ای شاید وصیتی کند، تا بدانیم چه وصیت کرده است . من برخاستم و همراه آن جوان به بالین آن پیرمرد رفتم ، دیدم می گوید: چند نفسی به مراد دل می کشم ، افسوس که راه نفس گرفته شد، افسوس که در سفر عمر زندگانی هنوز بیش از لحظه ای بهره نبرده بودیم و لقمه ای نخورده بودیم که فرمان رسید، همین قدر بس است . آری با اینکه ۱۵۰ سال از عمرش رفته بود، تاءسف می خورد که عمری نکرده ام حرفهای او را به عربی برای دانشمندان ترجمه کردم ، آنها تعجب کردند که با آن همه عمر دراز باز برگذر دنیای خود تاءسف می خورد. به آن پیرمرد در حال مرگ گفتم . حالت چگونه است ؟ گفت : چه گویم که جانم دارد از وجودم می رود.! گفتم : خیال مرگ نکن و خیال را بر طبیب چیره نگردان ، که فیلسوفهای یونان گفته اند: مزاج هر چند معتدل و موزون باشد نباید به بقاء اعتماد کرد، و بیماری گرچه وحشتناک باشد دلیل کامل بر مرگ نیست اگر بفرمائی طبیبی را به بالین تو بیاورم تا تو را درمان کند؟ چشمانش را گشود و خندید و گفت : پزشک زیرک ، بیمار را با حال وخیم ببیند، به نشان تاءسف دست بر هم ساید، وقتی که استقامت مزاج دگرگون شد نه افسون (دعا) و نه درمان هیچکدام اثر نبخشد.

یکصد موضوع ۵۰۰ داستان / سید علی اکبر صداقت

برداشت :
سعدی گوید: در مسجد جامع دمشق با دانشمندان مشغول مناظره و بحث بودم ، ناگاه جوانی به مسجد آمد و گفت : در میان شما چه کسی فارسی می داند؟ همه حاضران اشاره به من کردند، به…

فعلا قابلیت ارسال برداشت برای فیش ها از طرف کاربران عزیز فیش یار به صورت موقتی برداشته شده است.

شهید زنده

تقدیم به شهید فاضل کسمایی؛ «فاضل» شهید زنده گم کرده سنگر است آلاله‌ی خزان زده‌ی نیمه پرپر است پرونده‌ی تنش پر امضای ترکش است آری

مطالعه فیش منبر

شهید ۲

ای شرف اولکه سی نین قله ده قاپلانی شهید عشق باغین به زه ین لاله نعمانی شهید اگمه دون باشووی سن دوشمان خونخواره، یاشا شرف

مطالعه فیش منبر

شهید

در حریم کبریا قصریست از آن شهید هدیه‌ای از حضرت باریست در شأن شهید میزبان آن خدا و میهمانند انبیاء هست جبرییل امین دربان اسکان

مطالعه فیش منبر

شهر خورشید

گفتند « این خاک دیگر، سرو و وضو بر ندارد خورشید اینجا غریب است، اینجا دلاور ندارد » گفتند« خوبست، خوبست، در گوشه‌ای دفن سازیم

مطالعه فیش منبر