فضیلت خدا دوستى

موضوع :    عمومی
مخاطب :    عمومی
مناسبت :    عمومی
نوع مطلب :    روایت
عنوان :    فضیلت خدا دوستى
متن:   
إرشاد القلوب :رُوِیَ أنَّهُصلى‏الله‏علیه‏و‏آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلامٌ دونَ البُلوغِ وبَشَّ لَهُ و تَبَسَّمَ فَرَحا بِالنَّبِیِّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، فَقالَ لَهُ : أتُحِبُّنی یا فَتى ؟
فَقالَ : إی وَ اللّه‏ِ یا رَسولَ اللّه‏ِ .
فَقالَ لَهُ : مِثلَ عَینَیکَ ؟
فَقالَ : أکثَرَ .
فَقالَ : مِثلَ أبیکَ ؟
فَقالَ : أکثَرَ .
فَقالَ : مِثلَ اُمِّکَ ؟
فَقالَ : أکثَرَ .
فَقالَ : مِثلَ نَفسِکَ ؟
فَقالَ : أکثَرَ وَ اللّه‏ِ یا رَسولَ اللّه‏ِ .
فَقالَ : أمِثلَ رَبِّکَ ،
فَقالَ : اللّه‏َ اللّه‏َ اللّه‏َ یا رَسولَ اللّه‏ِ ، لَیسَ هذا لَکَ و لا لِأَحَدٍ فَإِنَّما أحبَبتُکَ لِحُبِّ اللّه‏ِ .
فَالتَفَتَ النَّبِیُّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله إلى مَن کانَ مَعَهُ و قالَ : هکَذا کونوا ، أحِبُّوا اللّه‏َ لاِءِحسانِهِ إلَیکُم و إنعامِهِ عَلَیکُم ، و أحِبّونی لِحُبِّ اللّه‏ِ .
إرشاد القلوب :
منقول است که نوجوانى که هنوز به سنّ بلوغ نرسیده بود ، به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سلام کرد و از خوشحالى دیدن ایشان ، چهره‏اش گشاده گشت و لبخند زد .

حضرت به او فرمود : «اى جوان! مرا دوست دارى ؟» .

گفت : «اى رسول خدا ! به خدا قسم ، آرى» .

فرمود : «همچون چشمانت ؟»

گفت : «بیشتر» .

فرمود : «همچون پدرت ؟».

گفت : «بیشتر» .

فرمود : «همچون مادرت ؟»

گفت : «بیشتر» .

فرمود : «همچون خودت ؟» .

گفت : «اى رسول خدا ! به خدا قسم ، بیشتر» .

فرمود : «همچون پروردگارت ؟» .

گفت : «خدا را ، خدا را ، خدا را ، اى رسول خدا ، که این مقام ، نه براى توست و نه دیگرى! در حقیقت ، تو را براى دوستى خدا ، دوست مى‏دارم» .

در این هنگام ، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به همراهان خود روى کرد و فرمود : «این گونه باشید . خدا را به سبب احسان و نیکى‏اش به شما دوست بدارید و مرا براى دوستى خدا ، دوست بدارید» .

منبع روایت :
إرشاد القلوب : ۱۶۱ .


برداشت :  
إرشاد القلوب :
منقول است که نوجوانى که هنوز به سنّ بلوغ نرسیده بود ، به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سلام کرد و از خوشحالى دیدن ایشان ، چهره‏اش گشاده گشت و لبخند زد .

حضرت به او فرمود : «اى جوان! مرا دوست دارى ؟» .

گفت : «اى رسول خدا ! به خدا قسم ، آرى» .

فرمود : «همچون چشمانت ؟»

گفت : «بیشتر» .

فرمود : «همچون پدرت ؟».

گفت : «بیشتر» .

فرمود : «همچون مادرت ؟»

گفت : «بیشتر» .

فرمود : «همچون خودت ؟» .

گفت : «اى رسول خدا ! به خدا قسم ، بیشتر» .

فرمود : «همچون پروردگارت ؟» .

گفت : «خدا را ، خدا را ، خدا را ، اى رسول خدا ، که این مقام ، نه براى توست و نه دیگرى! در حقیقت ، تو را براى دوستى خدا ، دوست مى‏دارم» .

در این هنگام ، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به همراهان خود روى کرد و فرمود : «این گونه باشید . خدا را به سبب احسان و نیکى‏اش به شما دوست بدارید و مرا براى دوستى خدا ، دوست بدارید» .

منبع :    اینترنت    -->    خزائن / منبع : www.HadithCity.com پایگاه شهر حدیث
نمایه:    کتابخانه   |   کیمیای عشق

برداشتتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *